دین را دوست دارم ولی از کشیشها می ترسم ،
قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها می ترسم
دین را دوست دارم ولی از کشیشها می ترسم ،
قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها می ترسم
گفتند: آن مرد ماهي گير است، آن مرد از دريا ماهي مي گيرد.
گفتند: آن مرد كشاورز است، آن مرد در زمين دانه مي كارد.
جوانمرد گفت: چه نيكو كه آن مرد ماهي گير است و از دريا
ماهي مي گيرد و چه نيكو كه آن مرد، كشاورز است
و در زمين دانه مي كارد. اما ... نيكو تر مردي است
كه از خشكي ماهي مي گيرد و دانه اش را در دريا مي كارد.
و نيكوتر از اين هر دو، كسي است كه مي تواند از آب، آتش بگيرد
و از زمين، آسمان برداشت كند. ممكن را به ممكن رساندن كار مردان
است، اما كار جوانمردان آن است كه ناممكن را ممكن كنند

ی دیدار با همه زیباییش پراز دلتنگیست
که مبادا دیدار امروز خاطره تلخه فردا
باشد......

شاد کردن هنری والا تر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خنـدان باشیم
بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد .
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،
که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.
یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،
که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

همیشه دستایی رو پیدا کن که در ضعیف
ترین حالتت نگهت دارن، چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن
قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛ اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی....![]()

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای
خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟ .
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟؟؟