تبليغاتX
حرفی از جنس زمان

حرفی از جنس زمان

حسین پناهی که یادش گرامی می گه:

                           دین را دوست دارم ولی از کشیشها می ترسم ،

                           قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها می ترسم

+ نوشته شده در  88/08/05ساعت 11:12  توسط یلدا  | 

چقدر خوبه که همه

گذشته رو فراموش

                    حال رو غنيمت  

                          وبه فردا امیدوار باشیم

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت 9:17  توسط یلدا  | 

گفتند: آن مرد ماهي گير است، آن مرد از دريا ماهي مي گيرد.

  گفتند: آن مرد كشاورز است، آن مرد در زمين دانه مي كارد.

  جوانمرد گفت: چه نيكو كه آن مرد ماهي گير است و از دريا

 ماهي مي گيرد و چه نيكو كه آن مرد، كشاورز است

 و در زمين دانه مي كارد. اما ... نيكو تر مردي است

 كه از خشكي ماهي مي گيرد و دانه اش را در دريا مي كارد.

  و نيكوتر از اين هر دو، كسي است كه مي تواند از آب، آتش بگيرد

  و از زمين، آسمان برداشت كند. ممكن را به ممكن رساندن كار مردان

 است، اما كار جوانمردان آن است كه ناممكن را ممكن كنند

+ نوشته شده در  88/07/05ساعت 10:54  توسط یلدا  | 

در سینه کاکتوس ها هم عشقی به خدا

 در جریان است!!

+ نوشته شده در  88/06/17ساعت 10:14  توسط یلدا  | 

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست گاه لحظه

 ی دیدار با همه زیباییش پراز دلتنگیست

که مبادا دیدار امروز خاطره تلخه فردا

باشد......

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت 11:32  توسط یلدا  | 

شاد بودن هنر است

               شاد کردن هنری والا تر

                       لیک هرگز نپسندیم  به خویش

                              که چو یک شکلک بی جان شب و روز

                                                  بی خبر از همه خنـدان باشیم

                             بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد  .

+ نوشته شده در  88/05/20ساعت 13:55  توسط یلدا  | 

اگر آن گل به تنهایی نماید جلوه در گلشن

شود بر مدعی روشن که از یک گل بهار آید

30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  88/05/15ساعت 8:16  توسط یلدا  | 

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،
که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.
یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،
که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

+ نوشته شده در  88/04/30ساعت 13:26  توسط یلدا  | 

همیشه دستایی رو پیدا کن که در ضعیف

 ترین حالتت نگهت دارن، چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن

قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛ اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی....

+ نوشته شده در  88/04/24ساعت 11:8  توسط یلدا  | 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

 آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

 آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای

خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟ .

 بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟؟؟

+ نوشته شده در  88/04/18ساعت 10:52  توسط یلدا  |